دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠

ایستاده بود و به روبرو خیره شده بود،به سرزمین رویاهایش فکر میکرد، چند جاده پیش رویش بود و انسانهایی در حال ورود به این جاده ها بودند، دلش میخواست بهترین همراه را از میان این رهگذران انتخاب کند و از بهترین جاده ممکن به سرزمین رویاهایش برسد، به روبرو خیره شده بود و فکر میکرد. میدانست که بالاخره روزی شخص مورد نظرش و جاده درست را پیدا میکند و راهی میشود.
او فقط یک چیز را نمی دانست؛ سرزمین رویاها، پشت سرش بود !