دیدین نوشته های قبلیم چقدر ریخت و پاش از اب در اومد ؟
باید یه فکر به حالشون بکنم . حالا این دفعه رو یه جوری بخونین تا بعد از این رو حل کنم قول میدم که دختر منظم و مرتبی بشم و دیگه در هم بر هم و ریخته و پاشیده وبلاگ ننویسم و نفرستم تو صفحه قول میدم. مردونه ها!!!!
دارم دنبال دوستم میگردم اما از دیشب که ناپدید شد تا حالا نتونستم پیداش کنم کسی خبری ازش نداره؟
ای بابا بد دردیه ها ؟ عاشقی رو میگم دیگه . . .
اصلا شماها باورتون می شه که منم بتونم عاشق بشم ؟ من که خودم باورم نمی شه فکر میکنم احساس مسخره ای باشه . . .یه چیزایی یه جورایی یه جاهایی از وسط دلت غنج میره واقعا به این میگن عاشقی ؟ تراوشات ذهنی من چقدر مغشوشن ها ؟؟؟ واقعا که دختر گنده . . .!!! خجالت هم نمی کشه اه اه اه اه اه خوشم نیومد از خودم نه امروز مثل این که روز من نیست روز وبلاگ نوشتن نیست اخه نافرم دارم چرت و پرت میگم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
بیخیال میشم امروز رو شما ها هم نخونینش اگرم خوندین تو دلتون بهم پوز خند نزنین ها ...