دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩

من گرفتار سکوتم لای درد عاشقانه حرفایی نگفته دارم تو دل صد تا ترانه واسه ی رهایی از غم میزنم به سیم اخر میدونم که خوب نمیشه زخمای کاری خنجر همیشه دارم میخندم به غم شکسته بالی شاید اینجوری خودم رو بزنم به بیخیالی اما من باور ندارم چهره ی روی نقابو اینه ی پر از دوروغو خنده های بی حسابو تو که رفتی دیگه اینجا حنجره ام صدا نداره پر شده تو قلب دفتر غزلهای نیمه کاره میدونم دیگه چشاتو توی خوابم نمیبینم توی این بیابون از تو یه سرابم نمیبینم همیشه دارم.