بازم فردا و شروع یه کار تکراری روزانه
بازم فردا داره از راه میرسه که هی تو بدوی و زندگی بدوه
باز فردا و باز فردا و باز فردا
شنبه چه روزیه !!!!!! روز شروع کار و چه کاری
هر روز زندگی میکنم فقط به این دلیل که زنده ام
نمیخوام زنده باشم اما نمیدونم روی این زمین لعنتی چه وظیفه ای دارم که مجبور و محکومم به زندگی.
نمیدونم واسه کی و واسه چی مفیدم که حکم صادر شده به زنده بودنم
نمیدونم به درد کجای این دنیا میخورم که باید این جبر زندگی و زنده بودن رو تحمل کنم
خسته ام
از زندگی خسته ام
از ادمای این زندگی خسته ام
از این دنیای تکراری خسته ام
از این دنیا و ادمای بیرحمش خسته ام
به چی پناه ببرم که از این سر در گمی و کلافگی نجات پیدا کنم
خدایا فردا باز یه شروع تازه است کمکم کن قوی باشم
کمکم کن چشم انتظار نباشم
کمکم کن رها باشم .