دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩

من همونم که همیشه غم و غصه ام بیشماره

اونــی که تنهـا ترینه حتــی سـایه هــم نداره

این منم که خوبــی هامو کسی هرگز نشناخته

اون کـه در راه رفاقت همه ی هستیشو باخته

هررفیق راهی بامن دوسه روزی هم سفربود

ادعای هر رفــاقت واسه من چه زود گذر بود 

هرکی بازمزمه ی عشق دوسه روزی عاشقم شد

عشـق اون باعـث زجـر همـه ی دقـایقــم شـد

اون که عاشق بودوعمری ازجدا شدن میترسید

همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید

چه اثـر از این صداقت چـه ثمر از این نجـابـت

وقتـی قـد سـر سـوزن بـه وفــا نکردیـم عـادت