نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ روز یکشنبه ٤ آذر ۱۳۸٦
من الان احساس فوق العاده ای دارم . . .
من گفتم – من به اون دختر همه چی رو گفتم و الان اون دوتا با هم ارتباط برقرار کردن .
همه لذت دنیا رو الان تو وجودم احساس میکنم .
من خوشبخترین آدم دنیام،حمل بر خود ستایی من نشه . اما الان این احساس رو دارم
چون همیشه کاری رو که دلم بخواد می تونم انجام بدم . من از خدای خودم ممنونم که به
من این قدرت رو داده که بتونم هرکاری رو که دلم می خواد به انجام و سر انجام برسونم
برای این دو نفر دعا کنین . به خدا کم هستن ادمایی که یه عشق پاک داشته باشن .
امشب اونقدخوشحالم که خوابم نمیبره.
خدای مهربون من هزاران بار شکرت میکنم که به من آرامش دادی.