ز تولد تا مرگ قصه ادم بود
و رسیدن گم بود
قاصدک ها در باد وهم یک رفتن بود
و شقایق تنها عاشق شبنم بود
و زمان ناپیدا
خواب در زمزمه بغض تباهی گم بود
و زمین زخم به دل در پی مرحم بود
اسمان در خم شب غرق در ماتم بود
و نگاهش نگران در پی عالم بود
اری این گردش تلخ قصه ادم بود