دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩

هزار بار دیگر هم که ازاین آغوش به آن آغوش دیگر بغلتی ،این شب صبح نمی‌شود وقتی دلت گرفته باشد.

دوره ارزانیست;شرف اینجا ارزان،تن عریان ارزان،آبرو قیمت یک تکه ی نان و دروغ از همه چیز ارزانتر و چه تخفیفی خورده است، قیمت هر انسان.

من توی همه کارها سعی میکنم که تا آخرش برم حتی توی خوبی کردن و این کارو اینقدر ادامه میدم که خیلی ها به اشتباه می افتند. (خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند).

به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت

کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی  

کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند  

در انتظار کسی باش که مایل باشد پیشانی تو را ببوسد[حمایتگر تو باشد]  

کسی که مایل باشد  حتی  در زمانی که درساده ترین لباس  هستی تورا به دنیا نشان دهد  

کسی که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگیرد  

در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد توبیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و  

چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد 

در انتظار کسی باش که زمانی که تو را می بیند به دوستانش  بگوید اون خودشه[همان کسی  که می خواستم]    

خواهش می کنم این زنجیره ارتباطی را قطع نکن . بگذارباران عشق ومحبت در تمام طول زندگی بر ما ببارد.

دربیکران زندگانی آموختم که دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است”