آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهر ه
توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تونیستی همه جاروغم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تونباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثه یک گیاه هرزه