نمیدونم چه مرگم شده ؟
از همه چی میرنجم . مدتیه حوصله کسی و چیزی رو ندارم .
هر لحظه منتظر یه حادثه ام و فکر میکنم الانه که یه اتفاقی بیفته
از همه گریزون شدم و دلم نمیخواد جایی باشم و با کسی باشم
حتی دلم نمیخواد که تنها باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حس غریبیه
اصلا خوشایند نیست
تحمل پیله تن رو نداشتن میتونین درک کنین یعنی چی ؟
میتونین درک کنین که بعد از ٩ سال تنها تصمیم گرفتن و چرخوندن یه زندگی و فقط خودت به خودت دستور دادن حالا کسی به خودش اجازه بده که واست تصمیم بگیره و راجع به زندگیت نظر بده یعنی چی ؟
من کجای زندگی کی رو تنگ کردم که مستحق شنیدن هر جمله ی درد آوری هستم ؟
کجای دنیا به کی بد کردم و برای کی بد خواستم که همیشه دردم شده بخشیدن و بخشیدن و هضم کردن هر جمله ای که هر کس به زبون میاره ؟
همه چی عذاب اور شده
همه چی درد اوره
روزهای سختی داره میگذره و خیلی هم کند
خدایا تمومش کن این زندگی رو که که دیگه تحملش رو ندارم
میخوام GAME OVER بشم و برم .