آخرین روز تعطیلات عید هم داره سپری میشه
من خوشحالم ...
١۶ روز تنهایی و خلوت با خودم و تعطیل بودن و فارغ از استرسهای کاری و .... زمان بدی نبود .
اما ...
دلتنگی .... دیوانه کننده بود
این روزها هم تموم شد و دوباره روز از نو و روزی از نو
دوباره ١ سال دیگه دویدن دنبال زندگی و سپری کردن روزهایی که نمیدونی چطور میگذرند
بهر حال امسال اولین سالی بود که من همه ی عید رو تنها بودم و هیچ برنامه ای نداشتم و اوقاتم توی خونه گذشت و مرور خاطرات و گذشته ها و دلتگی ها و دست به دعا برداشتن برای رسیدن به همه ی اون چیزایی که آرزوش رو دارم و ...
و حالا میرسیم به لحظات پایانی فراق ...
درد دوری درد بدیه
درد نبودن درد بدیه
درد نداشتن درد بدیه
درد ...
نمیتونم توصیفش کنم ... 
