دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸٩

آخرین روز تعطیلات عید هم داره سپری میشه

من خوشحالم ...

١۶ روز تنهایی و خلوت با خودم و تعطیل بودن و فارغ از استرسهای کاری و .... زمان بدی نبود .

اما ...

دلتنگی .... دیوانه کننده بود

این روزها هم تموم شد و دوباره روز از نو و روزی از نو

دوباره ١ سال دیگه دویدن دنبال زندگی و سپری کردن روزهایی که نمیدونی چطور میگذرند

بهر حال امسال اولین سالی بود که من همه ی عید رو تنها بودم و هیچ برنامه ای نداشتم و اوقاتم توی خونه گذشت و مرور خاطرات و گذشته ها و دلتگی ها و دست به دعا برداشتن برای رسیدن به همه ی اون چیزایی که آرزوش رو دارم و ...

و حالا میرسیم به لحظات پایانی فراق ...

درد دوری درد بدیه

درد نبودن درد بدیه

درد نداشتن درد بدیه

درد ...

نمیتونم توصیفش کنم ... سوالسوال