برخی افراد ممکن است با خواندن این مقاله پیشنهادات من را غیر اخلاقی و غیر منصفانه تلقی کنند . به بازی
گرفتن احساسات دیگران کار نا پسندی است. بخصوص کسانیکه بسیار دوستتان دارند . خیلی خوب میشد هر
کسی را که خواهان او بودید ، سهل و آسان به دست میاوردید ، بدون آنکه نیاز به نقش بازی کردن داشته
باشید.اما متاسفانه دنیای واقعی همیشه اینگونه عمل نمیکند . بعضی وقتها شما به امید بدست آوردن فرد خاصی
ماههاخود را به آب و آتش میزنید به عشق او زندگی میکنید و حسرت داشتنش را میکشید و عاقبت بدون ثمر و
نتیجه ناکام می مانید . و آنجاست که راهکارهای ذیل ناگهان همچون موهبتی آسمانی جلوه گر خواهند شد .
البته توصیه های من سحر و جادو نبوده و آنگونه نیز نمیباشد که شخصی را برغم خواست و میل باطنی و با
بکارگیری این تکنیکها وادار به آن کند که دلباخته و عاشق شما گردد.کاری که این تکنیکها انجام می دهند شانس و
اقبال را بمقدار زیادی به سود شما افزایش می دهند . آیا این کار شرورانه و نادرست است؟ من اینطور فکر نمیکنم
بنابراین به مطالعه خود ادامه دهید.
روش اول
زیاد معاشرت کنید... سپس غیر قابل دسترس گردید
هر چه بیشتر با شخصی ارتباط داشته باشید آن شخص بیشتر شما را دوست خواهد داشت . این را دیوید لیدمن
متخصص رفتار انسانها بیان می آند . در واقع حق با اوست . چندین مطالعه دیگر نشان داده که در معرض قرار گرفتن
مکرر با هر محرک خا ص ، ما را نسبت به آن محرک علاقه مند تر می گرداند. (تنها زمانی این نظریه صدق نمی کند که
واکنش اولیه ما به آن محرک منفی باشد ). بنابراین در ابتدای آشنایی از آنکه کناره گیر، گریزان و غیر قابل دسترس
باشید، پرهیز کنید. در عوض به دنبال بهانه های فراوان برای آنکه وقت خود را با وی بگذرانید باشید.
اکنون حواستان را کاملا جمع کنید، چون این مرحله زیرکانه بوده و احتیاج به مهارت دارد. درست زمانی که مطمئن شدید
که او را مجذوب خودکرده و محبوب گشته اید به تدریج معاشرت خود را کاهش داده و کمتر در دسترس قرار گیرید و این
کار را تا زمانی که وی دیگر شما ر ا ملاقات نکرده و نبیند ادامه دهید . شما هم اکنون "قانون کمیابی " را بطور
مؤثر بکار گماردید . همه ما واقف هستیم که : مردم خواهان چیزهایی هستند که نمیتوانند داشته باشند . و همیشه در
دسترس بودن شما سبب کاهش ارزش و شان شما می گردد . برای مثال هرگاه پایتان را از در خانه بیرون بگذارید و
با توده عظیمی از الماس بروی زمین روبرو گردید، کم کم برایتان عادی شده و دیگر آنها را بچشم سنگهای گرانبها و
ارزشمند نخواهید نگریست . این قانون کمیابی است که سبب میشود ، بیشتر طالب آنها گردید . با آنان باشید و سپس
کمیاب گردید و مشاهده خواهید کرد محبوب تر می شوید . ما مرتبا در مورد مسایلی چون شور و اشتیاق، جاذبه
جنسی و عشق صحبت به میان میاوریم ، اما به "شباهتها" اشاره ای نمیکنیم . باید آگاه باشیم افراد با
خصوصیات متضاد در بلند مدت جذب یکدیگر نمی شوند .اما همواره در جستجوی شباهتها میان خود و شریک
زندگیمان می باشیم . اغلب ما با گشتن و معاشرت با دوستانی که مورد علاقه مان نمی باشند ترس داریم . پس
چرا با معشوق خود چنین کنیم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن کسی بسیار مهم تر از آن است که ما عاشق آن فرد
باشیم. تنها شباهت های اخلاقی و شخصیتی ما نیست که حائز اهمیت میباشد . هرگاه شما با فردیکه از لحاظ
ظاهر شبیه شما باشد آشنا گردید، احتمال آنکه وی شیفته و دلباخته شما گردد ۴ برابر بیشتر میباشد.