کدام است آن دوستی که ــ هر چقدر هم عزیز ــ در گذشتهء مشترکش با تو دقایقی نباشد که ترجیح بدهی فراموش کنی؟ من هم معتقدم بهترین کار، فراموشی آن دقایق است... فراموشی اعمالی که آن دقایق تلخ را به یاد تو میآورد. اما طرفهای درگیر روابط مهرآمیز به اشتباه تصور میکنند فراموشی یعنی فکر نکردن به آن اعمال و دور انداختن آن دقایق. آنها به سختی چنین کاری میکنند تا مهر طرفشان را در دل خود حفظ کنند اما در حقیقت بیآنکه بدانند آن دقایق را تبدیل به ورمهای چرکینی میکنند که با هر نشانهای که به خاطرشان بیاورد، بزرگتر میشود.
روش فراموشی این نیست که به حرکتی که میخواهیم فراموش کنیم فکر نکنیم. برعکس. عادت فکر کردن گاهی مانع حس کردن ِ واقعیت میشود. آدم را در برابر واقعیت مصون میکند و به واقعیت ِ عملی که قصد داریم فراموش کنیم هم ظاهر اندیشه میدهد. چه چیزی راحت تر از یک اندیشه از ذهن ما فرار میکند؟