دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

اطمینان از در دسترس بودن همیشگی طرف رابطه باعث دلزدگی می‌شود. آسودگی در ِ تخیل را می‌گذارد و عشق هرگز بدون تخیل شکل نمی‌گیرد (و یا لااقل حالاکه مکابیز* همین اطراف است: ادامه نمی‌یابد!). چطور ممکن است عشق بتواند کسی را گرفتار کند که مطمئن است هر لحظه‌ای که اراده کند می‌تواند صدای معشوق یا معشوقه‌اش را بشنود؟! آدمی که طرف رابطه‌اش را به این آسانی دم‌دست داشته باشد نه تنها عاشق نمی‌شود بلکه ملال ِ ناگزیر ِ اینگونه روابط روز به روز بیشتر دامن‌گیرش می‌شود. توصیه‌ام برای شما ــ مخصوصا آنهایی که در "رابطه" سبک‌تر و ضعیف‌تر هستند ــ این است که در بعضی ساعات روز موبایل‌تان را خاموش کنید. مخصوصا ساعاتی که احتمال تماس طرف رابطه بیشتر است. بگذارید با صدای «دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است» کمی تخیل‌اش به کار بیافتد: «ببینی جانور کجاست... با چه کسی است که تلفنش را خاموش کرده؟!» بعد برایش توضیح بدهید. نه چندان مفصل و نه اینکه: «شارژ گوشی تمام شده بود.» مثلا بگوئید مشغول کاری بودید... از همین بهانه‌های مشخص بهانه. توصیه دیگری که درباره استفاده از موبایل در عاشق (یا عاشق‌تر) ‌کردن طرف مقابل دارم این است که همیشه با لحن "منتظر" پاسخ تلفنش را ندهید. گاهی وانمود کنید که از شنیدن صدایش غافلگیر شده‌اید و و حالا در موقعیتی هستید که نمی‌توانید راحت با او صحبت کنید... با لحن معذب و رسمی جوابش را بدهید و ادامه مکالمه را موکول کنید به بعد. تا "بعد" فرا برسد تخیل هم بی‌کار نمی‌نشیند و این بعد هرچه طولانی‌تر باشد (حتی تا زمان تماس مجدد او) کارایی‌اش برای تحریک تخیل طرف مقابل بیشتر می‌شود. تله’ مکانی در گذشته این پست درباره روش بهره‌برداری از وقت طلایی و کم ِ سخن گفتن در آغاز رابطه است. روزهای اول رابطه، وقتی گوش‌های طرف‌تان تیز است و تمام کلمات شما را ضبط می‌کند، بهترین وقت برای تله‌گذاری است. تله‌ای که شاید ضرورتش در ابتدای رابطه حس نشود اما بی‌شک زمانی که شما گرفتار معشوق یا معشوقه‌تان شده‌اید و او رو به سردی می‌رود، می‌تواند جرقه‌ای باشد برایش تا تخیل و به تبع آن حسادتش تحریک شود. قصه از این قرار است: در دیدار‌های اول از جایی صحبت می‌کنید که غیر مستقیم به او می‌فهماند مکان مناسبی برای ایجاد رابطه‌های جدید است. زمان می‌گذرد و شما از آن مکان حرفی نمی‌زنید. بعد در میانه مسیر وقتی احساس کردید او کمی سرد شده و جذابیت شما برایش کم شده؛ از دامی که پیش از این تدارک دیده‌اید بهره‌برداری می‌کنید، به این صورت که در حاشیه صحبت‌های معمول و بدون جلب توجه اشاره کمرنگی هم به آن مکان می‌کنید: شما دوباره به همانجایی که فرصت‌های زیادی برای جایگزین کردن فرد دیگری به جای "او" محیاست، دعوت شده‌اید!!! نباید در عشق فقط آینده را دید. بلکه باید گوشه چشمی هم به گذشته‌ داشت. اینجا منظور من فقط آن گذشته‌ای نیست که بعدها طرف‌تان از آن با خبر می‌شود، بلکه گذشته‌ای است که از مدت‌ها پیش در درون خود نگه داشته و ناگهان ــ با جرقه‌ای ــ خواندنش را فرا می‌گیرد.