دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧

   من امروز میخواهم از دیوار بلند بی اعتمادی حرف بزنم. از یه دیوار بلند و قطور. از دیوار خطرناکی که بین خواهرها و برادرها و خانواده ها وجود داره. چرا اینجور شده؟ تا کی باید اینجور باشه؟ ما ایرانی ها عادت کردیم همیشه یجوری خودمون رو گول بزنیم! سرمون رو بکنیم زیر برف تا نه چیزی ببینیم نه چیزی بشنویم. واقعیت این است که 90 درصد دختر و پسرهای ایرانی با هم دوست هستند. خواهر و برادرهای شما هم جزء همین 90درصد هستند. شما خودتون توی یه فرهنگ بزرگ شدید، زیر دست یه پدر مادر بودید، نتیجه این شده که آقا پسر خانواده حق عاشق شدن و دوست دختر داشتن را داره. حق تلفن زدن، چت کردن و بیرون رفتن با دوست دخترش را ... اما در مورد خواهر همان پسر هیچکدام اینها مجاز نیست و همه چیز ممنوع میشه. انگار که دخترها احساسات ندارن؟ اگر قرار است که خوب و بد بودن انسانها با ارتباط آنها سنجیده بشه چرا پسر باید با یک دختر دوست بشه ولی در خانواده‌های ما برای دختر همه چیز ممنوع شده؟ این چه فکریه که پسره غریزه داره و اشکال نداره که برای آن هر کاری بکنه ولی دختر غریزه نداره؟ اگه دختر غریزه نداره پس چرا باید ازدواج کنه؟ نکنه ازدواج هم فقط برای تأمین نیازهای روحی و جسمی آقایان است؟ چرا مردم خودشان را به خواب زده‌اند؟
مسأله ای که امروز می‌خواهم مطرح کنم این است که ارتباط نه جرم است و نه زشت. مخصوصاً برای دختر. اگر واقع بین باشید باید بدونید که خواهر شما هم احتمالاً با یکی دوسته. حرف میزنه. رابطه داره. چرا شما بهش اجازه نمی دین که باهاتون این مسئله رو عنوان کنه؟ چرا شما که میگین تو جامعه بیشتر از یه دختر بودید و چیزهای بیشتری را تجربه کردید، نباید بدونین که خواهرتون با کی دوسته؟ چه اشکال داره که شما یا پدرتون با دوست پسر خواهرتون بره بیرون؟ بفهمین که چطور آدمیه. نظرتون رو به خواهرتون بگید. اعلام کنید این فرد این ایرادات رو از نظر شما داره. مسلماً دو تا همجنس بهتر همدیگر رو میشناسن. چرا نباید خواهرتون جرأت کنه که با شما صلاح و مشورت کنه؟ بپرسه فلانی به من این حرف رو زد، نظر تو چیه داداش؟ مگر شما نمی‌گویید که بیشتر در این زمینه تجربه دارید؟ پس چرا نباید خواهرتون ازتون کمک بگیره؟ چرا نباید بهت بگه داداش من دارم با فلانی میرم فلان جا و در عوض از ترس خانواده چیزی نگه ولی بره همون جا، اینبار بدونه اینکه کسی خبر ازش داشته باشه. اون از ترس و عدم درک شما ساکت میشه. با پسر غریبه به ناکجا آباد میره واسه اینکه اگه بگه تو ممکنه خفش کنی!! میره و بعد اون پسره چون کسی پشت سر دختر نیست راحت بهش تجاوز میکنه و اون هم مسأله را در درون خودش می‌ریزه. مسؤل مرگ این افرادی که هر روز تو صفحه حوادث میبینید فقط شما هستید. اون باید به یکی اعتماد کنه اما چون کسی رو نمیشناسه ممکنه راحت گول بخوره؛ آنقدر که حتی ناخواسته سر از خانه‌های فساد هم دربیاره. فقط بخاطر اینکه نتوانسته بهت بگه: برادر، من به ارتباط احتیاج دارم. باید با جنس مخالف آشنا بشم. من میخوام موفقتر باشم. تو که بیشتر تو جامعه هستی کمکم کن. مسؤل نابودی خیلی از اونها شما هستید نه اون طفلهای معصوم. اونها قربانی های این تفکرات غلط شما هستند. شماهایی که برادری رو تو فریاد زدن و تو سر زدن میبینین. خیلیهاتون اینقدر مرد نشدین که واقعیت رو بپذیرین. بذارین خواهرهاتون، دخترهاتون، بهتون نزدیک بشن. بذارین باهاتون حرف بزنن. ببینین خواهرتون، دخترتون با کی دوسته. با دوستش آشنا بشین. دوست بشین. تو برنامه هاشون شرکت کنین. اینجوری هیچکس نگاه چپ بهشون نمی اندازه. اینجوری اگه کسی قصد بازی دادن داشته باشه وقتی میبینه پشت طرف کسی هست سریع از این رابطه کنار میره. الان باید به شما گفت بی غیرت که خواهرتون، دخترتون رو نمیشناسین و نه اون موقع که بالا سرش هستید. هم کمکش میکنین و هم مواظبش هستید. مرد باشین. فکر کنین. اون بغیر از شما کی رو داره؟ شما باید الان بهش کمک کنین و کنارش باشین. وقتی که از بین رفت برادریتون به چه درد میخوره؟ چشماتون رو باز کنین. تجربه در اختیار خواهرها و دخترانتون بذارید. باهاش باشین. آزادیش اینجوری با شما حفظ میشه و نه مخدوش. اون اینجوری بهتون افتخار میکنه. اون به هر حال غریزه اینقدر بهش فشار میاره که ارتباط برقرار کنه. واقع بین باشین. شما توی این ارتباط کمک کنین بهتره یا اصلاً نباشین؟ چه اشکال داره شما محرم باشین. اگر نمیتونین باشین دلیلش فقط تفکرات پوچ و بی اساس و بچه گانه شماست که باعث بدبختی خیلی ها شده. شما هیچوقت اجازه ندارین اونها رو محاکمه کنین چون متهم ردیف اول خود شما هستید.