دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت‌رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی‌رو روی قلبت هدیه داد، زُل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه‌ی وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه، دونه‌های اشک گونه‌هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری