بیاموزید که زیاد حرف نزنید. مخصوصا در ابتدای رابطه که تنتان گرم است، مواظب آن حفره معمولا گشاد روی صورتتان باشید. این چرندهایی که ابتدای رابطه برای شکستن یخ طرف مقابل میگوئید فقط برای خودتان جالب است.
علائق عجیب و غریبی که دقیقا هنگام حرف زدن کشفش میکنید:
دخترک که تا بحال حتی یک مسابقه فوتبال را کامل ندیده برای آنکه در چشم پسر ورای دختران دیگر جلوه کند میگوید: «توی خانه ما فقط من عاشق فوتبالم!» و با این کار آنچه خودش در پسری میپسندد را به خود نسبت میدهد تا جالب بشود، اما نادانسته گند میزند به تصویری که از او در ذهن پسر بوده: «یک دختر ظریف!»
یا یک پسرکی فقط برای آنکه باعث تعجب دختر بشود ادعا میکند: «تو قبلاً من را ندیده بودی... موهام آنقدر بلند بود که همیشه توی خیابان میبستمش!» در صورتی که اینقدر فکر نمیکند که ماجرای موی بلند ممکن است فقط برای خودش جالب باشد و ناخواسته یک بچه مزلف از خودش میسازد!
آنها که در ابتدای رابطه کنترل چاک دهنشان را ندارند تصور میکنند با گفتن این حرفها زندگیشان را شکلی میدهند که همیشه دلشان میخواسته... که جای دیگری دیدهاند... در کالبد آدم دیگری که هیچ شبیه به آنها نبوده! فکر میکنند با جدا کردن فلان خصوصیت از آنی که در ذهنشان است و وصله کردنش به خودشان، شبیه او میشوند اما با این کار ناخواسته صورتی متناقض و رقتانگیز از آنی که هستند کپی میکنند و نه آنی که خوش دارند باشید.
حالا این ها به کنار... اساساً آدمهای کم حرف جالبترند. سعی کنید در ابتدای رابطه (حتی در ادامه آن) زیاد در بند حرف زدن و آشکارکردن علائق نهفتهتان نباشید. تنها اگر سؤالی ازتان شد سربسته و کلی پاسخی کوتاه بدهید. با این کار صد چندان بیشتر از فک زدن جواب خواهید گرفت!