دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧

آدم های در هم حل شده، یا بدتر از آن آدمی که در یکی دیگر حل شده تصویر تهوع آوری از یک رابطه دونفره است. آدم های ضعیف ( ترجیح می دهم بگویم بدبخت ) ادم هایی هستند که هیچ مرزی ندارند. آماده اند تا در یک رابطه همه مرزهایشان را معامله کنند. شما حتما در میان اطرافیان تان ( اگر خودتان جزو آن دسته افراد نیستید ) دیده اید زن و مرد هایی را که هیچ مشغولیتی به جز طرف مقابل ندارند. (البته گاهی اوقات بیشتر خانم‌ها اینطور هستند، برای همین از آنها مثل می‌زنیم). یعنی هیچ هوس و هیچ تفنن و هیچ کاری جز طرف مقابل شان ندارند. شغل شان، تفریح شان، انگیزه و امیدشان، هوس شان، بازی شان، هنرشان، صنعت شان و حتی کابوس شان شوهر ( یا دوست پسرشان ) است. هیچ چیزی جز او ندارند. در ابتدا و بخصوص برای نوجوان ها چنین رابطه ای جذاب به نظر می رسد. اما همین ها وقتی چنین رابطه ای را در طول زمان تجربه می کنند دچار چنان استیصالی می شوند که اگر شجاع باشند می روند و پشت سرشان را نگاه نمی کنند و از هر نوع رابطه ای بیزار می شوند و اگر نباشند در جهنم یک وابستگی هیستریک و رنج آور دست و پا می زنند و تا آخر عمر گمان می کنند زندگی همین جهنمی است که آنها در آن قرار دارند.
اما در یک رابطه ی درست هر کس علاوه بر اتاق مشترک، اتاقی از آن خودش دارد. رازها و مرزهای خودش، تفنن ها و مشغولیت های خودش را دارد. رابطه ای که مبتنی بر عریانی کامل برای دیگری باشد جهنم است. شاید به همین دلیل است که یکی از شخصیت های نمایشنامه در بسته ( اثر سارتر ) می گوید:« دوزخ دیگران اند» ....
خودتان را برای دیگری تبدیل به دوزخ نکنید. هوس ها و تفنن ها و مشغولیت های تان را برای دیگری نابود نکنید. ( از دیگری هم چنین نخواهید )... جبران خلیل جبران هم جمله ای دارد با این مضمون: «با هم بنوشید اما از یک جام ننوشید » ...