دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧

معبودم! بدرگاه تو آمده ام و شکایت کنم از نفسی که بسیار به زشتی فرمان دهد و به سوی گناه سرعت گیرد و به معصیتهایت حریص است و برای خشم و غضبت نمایش دهنده و متعرض است.
و مرا به راه هلاک افکنده و مرا به راه تو خوارترین هلاک شونده قرار داده.
این نفس بسیار بیمار و دارای آرزوی بسیار است. اگر به او شری رسد بی تابی و جزع کند و اگر خیری او را رسد مانع شود. بسیار به لهو و لعب رغبت دارد و پُر است از غفلت و اشتباه. به سرعت مرا به گناه کشاند و برای توبه امروز و فردا می‌کند.
معبود من!
به تو شکایت می کنم از دشمنی که مرا گمراه می کند و شیطانی که مرا اغوا کرده و به راه باطل می کشاند که سینه ام را به وسوسه های خود پر کند و احاطه کرده و فراگیر شده اوهامش در دلم. که شیطان کمک می کند به هواپرستیم و زینت می دهد برای من حب دنیا را و بین من و بین اطاعت و بندگی و نزدیکی به تو حایل می شود.
خدایا!
به تو شکایت می کنم از قلب و دل باقساوتی که با وسوسه ها زیرورو شونده است و آنرا زنگار و خوی زشت پوشانده است و از چشمی که از گریه کردن از ترس تو خشک و به آنچه او را خوشحال می کند نظر کند.
خدای من!
هیچ جنبش و توانایی نیست جز به قدرت تو و از ناراحتیها و گرفتاریهای دنیا نجاتی نیست جز به عصمت و مانع شدن تو.
پس از تو درخواست می کنم به حکمت و دانش رسایت و به نفوذ داشتن مشیت و خواسته ات که مرا جز در معرض جود و احسانت در نیاوری و مرا هدف فتنه ها و آشوبها نگردانی و بر دشمنان مرا ناصر و یاور باشی و بر رسواییها و عیبها پوشاننده و از بلاها نگهدارنده و از معاصی و گناهان منع کننده و باز دارنده.
به رافت و مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.