دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧

زمانی که عاشق کسی هستی و او ازت جدا می شه به عنوان یک انسان باید به خواسته اش مبنی بر جدا شدن احترام بگذارم و ارزو کنم که در راه زندگی موفق باشه . اگر راهی را که اون میخواد ،جدای راه من باشه ،عشق نمی تونه اونو وادار به برگشتن کنه . بهترین آرزو را در طی این راه برای اون می کنم . شاید من فکر کنم که خیلی خوب می شد اگر اون برگرده اما عشق واقعی ازاد گذاشتن اوست برای انتخاب . این انتخاب یا ترک منه برای همیشه یا ماندن در کنار من . عشق یعنی ارزش قائل شدن برای آزادی او ، تکامل یافتن و از خوشحالی او لذت بردن ،بیشتر از لذتی که من از با او بودن دارم عشق درون من میدونه که دو عاشق تنها از عشقی لذت می برند که آزادانه در اختیار هر دو قرار داده شده . عشق می دونه اگر هر گونه تلاشی برای بازداشتن اون برای رسیدن به آرزوهایی که داره انجام بدم عشق اون به من از بین خواهد رفت و سپس آینده من هم خراب خواهد شد و این رابطه تبدیل به حسادت برای همدیگه می شه عشق یعنی آرزوی بهترین چیزها برای دیگری . دوستت دارم و رهایت میکنم تا بهترینها را بدست بیاری