دلتنگیها

دلتنگیها


 

نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦

پاییز آمده و ما دلامون گرفته. . . برگها بی تحمل تر از ما . . . خود را رهسپار جاده ای میکنند که تابستان در ان گم شد. سبزها زرد میشوند و میمیرند بیچاره برگها که نمیدونن تابستون برمیگرده و تا بوده آنها که فصل بودن رفتن و امدن آنها که برگ بودند رفتن که رفتن مهم نیست این خود شکستنهای ساده دلانه پاییز هم که بگذرد به زمستون میرسیم سردمون مشه روی یخ ولو میشیم و درد استخوون حسرت خورشید داغ تابستون رو بر دلامون میگذاره اصلا مهم نیست باز هم میگذریم ما به گذشت عادت کردیم حالا نوبت نو رسیده های بهاره سبزها میان زندیگنامه اجدادشون رو که نمی خونن در بارون بهار سیراب میشن به خورشید تابستون دل میبندن و در باد پاییز می میرن زمستون؟؟؟؟ زمستون یخه . . . . بگذریم . . . . .

امروز عید فطره عید همه مبارک