دلتنگیها

دلتنگیها



نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشکلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره که شما کیس ازدواجشید یا دیگری!
 
وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!!پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید که رفتنیه!! وقتتون رو تلف نکنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست!
دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می کنید به همه چیز فکر کنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شکایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی که به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نکنه!
یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره
 
هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای که خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی که تغییر کردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی که روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست
 
قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می کنه، با کسی ارتباط برقرار نکنید
 
اگه رابطه شما به خاطر اینکه مردتان آن طور که لیاقتش رو دارید با شما رفتار نمی کنه به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که ارتباط رو به صورت دو دوست معمولی ادامه بدید.
 
پاگیر کسی که مطمئنید شما رو به حالت تعلیق نگه داشته، نشید
 
هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکنه اوضاع رو بهتر کنه، تو یه رابطه نمونید. ممکنه حتی یه سال بعد از خودتون دلگیر شید که چرا وقت گذاشتید و اوضاع عوض نشده
 
از مردانی که پیش از ازدواج با شما، خواستار رابطه جنسی هستند، دوری کنید.
 
واسه رفتاری که با شما دارند، مرز بگذارید. اصولاً مردها بدون تعریف مرز، پا رو فراتر از اونچه باید می گذارند.
 
هیچوقت همه چیز رو به مردها نگید، اونا بعدها این اعترافات رو به ضرر و ضد خود شما به کار می برند.
 
اگه در رفتار مردی تغییر ایجاد شد، این شما نیستید که اونو تغییر دادید، تغییر از درون با گذشت زمان و بالا رفتن سن در اونها ایجاد میشه
 
او یک مرد است، نه بیشتر و نه کمتر (این رو فراموش نکنید)
 
اجازه ندهید که مردی هویت و وجود شما رو توصیف کنه
 
هیچوقت مرد کس دیگری را حتی قرض نگیرید، او که به دیگری خیانت کرده به شما نیز خیانت خواهد کرد. مردها تا همیشه دلباخته کسی هستند که عشق را به آنها یاد داده است، پس تظاهر به علاقه به شما، فقط هوسی زود گذر است.
 
مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان به آنها اجازه می دهید!!
 
همه مردها بد نیستند!
 
هر مصالحه ای دو جانبه است! این را فراموش نکنید. نباید انعطاف فقط از جانب شما باشد. نه گفتن را یاد بگیرید.
 
شما می توانید بارها دل ببنیدید اگر فراموش نکنید که بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمان برای فراموش کردن رابطه قدیم نیاز دارید. زمانی برای ترمیم و التیام. تا فراموش کردن مسائل قبلیتان به رابطه جدید فکر نکنید. مقایسه دو فرد شما را در فراموش کردن رابطه قبل سست می کند. (دل دادگی شما به فرد قبلی و عدم علاقه قلبی به فرد جدید، از شما داوری بی عدل می سازد)
 
هیچوقت دنبال کسی نباشید که مکمل شما باشه یک رابطه از دو فرد کـــامل تشکیل می شه، دنبال اونی باشید که مشابه شماست
 
شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف واسه یافتن بهترین، خوبه. نیازی نیست که با هر کس دوست می شید به فکر ازدواج با اون بیوفتید.
 
کاری کنید که بعضی وقتا دلش واستون تنگ شه، همیشه در دسترس بودن و تماس برقرار کردن رو فراموش کنید
 
هیچوقت به مردی که همه آن چیزیهایی که از رابطه می خواهید به شما نمی ده، به طور کامل متعهد نشید.
 
این مطالب رو واسه بقیه خانمها مطرح کنید. با این کار لبخند بر لبان بعضی می آورید، بعضی را در مورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی ها را آماده می کنید
 
مردهای عقل کامل همین هستند  !!!!
 
 
ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت.
باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند.
زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.
من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند.







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠

از بوی گلاب بدم می آید ، همون آب معدنی کفایت می کند... ، نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریما، نوچ میشه ، من از مورچه ها دل خوشی ندارم !

 

آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نذارید !

خانوم های فامیل ، خواهشا ً بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد ! مردم ، گناه که نکردم !

 

مراسم ختم من رو تو هیج مسجدی نگیرید ، راستی آخوند هم نیارید واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!

 

توی درایو E عکس دارم ، خوراک اعلامیه ، عکس پرسنلی نذاریدا ، اونا جلب ترحم نمی کنه !

 

بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر ! یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه ! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده !!!

 

یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیدا ... ساندیس خیلی بده !!!

 

روی خرماهاپودرنارگیل نریزید،هم شکلش خز میشه،هم بدمزه میشه!همون گردوبزاریدلاش خیلی حال میده!(پ ن:هنگام تزئین حلوا دست خود را با آب و صابون بشویید !)

 

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید ، چه کاریه ؟ ترافــــیک !

 

فیس بوکم رو بلاک نکنید ، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا تا جیگر رفیقام کباب شه !

 

به اقوام بگویید از اون تکست های مرگ برام بگن : مثلا هنگام دیدن قبرم بگن : خونه ی نو مبارک !

 

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره ! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه ها !!

 

هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم برایتان تنگ شد !! :(

و در آخر :

 

بنویـسید بعد مرگـم روی سـنـگ ... با خطـوط نـرم و زیــبا و قشــنگ

او خفته است در این گور سرد ... مرگش را دیده بود در یک پاییز زرد

در 21 سالـگـی مــرد و در X سالـگــی بــه خـاک سـپــرده شــد !








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

خودم و خودت...برای تو که نه،
ولی دلم برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده...
برای تو که نه،... ولی برای " مواظب خودت باش " شنیدن، دلم تنگ شده ..
برای تو که نه، ولی برای دلی که نگرانم می شد، دلم تنگ شده...
راستش برای اینها که نه،ولی برای خودت، دلم خیلی تنگ شده!








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

 

پس از استقلال هندوستان، محمد علی جناح که در مسیر انقلاب در کنار مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو قرار داشت پا دریک کفش کرد که مسلمانان هند باید سرزمین مستقلی داشته باشند

هرچه گاندی تلاش کرد او را قانع کند که هند یک کشور متحد بماند ومسلمانان نیز در کنار سایر اقوام و مذاهب در مدیریت هند نقش داشته باشند

محمد علی جناح نپذیرفت و بالاخره ایالت های مسلمان نشین هند تجزیه شدند و بنگلادش وپاکستان را به وجود ‎...‎آوردند
...
قصه ی پاکستان اما، داستانی شنیدنی است. مسلمانان که هندوها را «نجس» می دانستند سرزمین مستقل خود را «پاکستان» نامیدند

پاکستان اولین کشوری بود که حکومت آن «جمهوری اسلامی» نام گرفت
.
پس از پاکستان، به ترتیب نیجریه، ایران و افغانستان ( جمهوری اسلامی نام گرفتند )

هندوستان اما، با جمعیتی چند مذهبی (به ترتیب جمعیتی هندو، مسلمان، جین، بودایی مسیحی، سیک) صاحب حکومتی «سکولار» شد

هندوستان «سکولار» امروز جزو نمونه های موفق دموکراسی در جهان است و سال گذشته ی میلادی در کنار برزیل بالاترین نمره ی رشد اقتصادی را به خود اختصاص داد
از آن سو «جمهوری اسلامی پاکستان» نمونه ای از عدم تحمل و عدم مدار است , کودتا پشت کودتا و ترور پشت ترور، صحنه ی سیاست پاکستان را پر کرده است

ضیاءالحق،ذوالفقارعلی بوتو را اعدام کرد

حکومت نظامی ضیاءالحق با ترور شدن ضیاءالحق پایان گرفت
پرویز مشرف با کودتای نظامی, نواز شریف را ساقط کرد و خودش با کودتایی دیگر به تبعید رفت. بی نظیر بوتو چند روز پیش از انتخابات ترور شد ودر صحنه ی اقتصادی نیز پاکستان وضعیت بهتری ندارد.

در سیل اخیر پاکستان، اگر نهادهای بین المللی و دولت های خارجی به کمک پاکستان نمی شتافتند، دولت پاکستان
توان مدیریت اوضاع را به هیچوجه نداشت
پاکستان ، کشور پاک ها ، پیشتاز «تقلب صنعتی» است , در شهر صنعتی پاکستان اجناسی با مارک های معروف دنیا تولید می شود

علاوه بر این پاکستان، پیشتاز«تقلب سیاسی» است , طالبان را تقویت می کند و از جامعه ی جهانی (از آمریکا گرفته تا ایران) کمک مالی میگیرد تا طالبان را سرکوب کند

این سناریوی کشوری است که وجه تمایز خود را از سرزمین مادری اش، «مذهب» می داند







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

 

پس از استقلال هندوستان، محمد علی جناح که در مسیر انقلاب در کنار مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو قرار داشت پا دریک کفش کرد که مسلمانان هند باید سرزمین مستقلی داشته باشند

هرچه گاندی تلاش کرد او را قانع کند که هند یک کشور متحد بماند ومسلمانان نیز در کنار سایر اقوام و مذاهب در مدیریت هند نقش داشته باشند

محمد علی جناح نپذیرفت و بالاخره ایالت های مسلمان نشین هند تجزیه شدند و بنگلادش وپاکستان را به وجود ‎...‎آوردند
...
قصه ی پاکستان اما، داستانی شنیدنی است. مسلمانان که هندوها را «نجس» می دانستند سرزمین مستقل خود را «پاکستان» نامیدند

پاکستان اولین کشوری بود که حکومت آن «جمهوری اسلامی» نام گرفت
.
پس از پاکستان، به ترتیب نیجریه، ایران و افغانستان ( جمهوری اسلامی نام گرفتند )

هندوستان اما، با جمعیتی چند مذهبی (به ترتیب جمعیتی هندو، مسلمان، جین، بودایی مسیحی، سیک) صاحب حکومتی «سکولار» شد

هندوستان «سکولار» امروز جزو نمونه های موفق دموکراسی در جهان است و سال گذشته ی میلادی در کنار برزیل بالاترین نمره ی رشد اقتصادی را به خود اختصاص داد
از آن سو «جمهوری اسلامی پاکستان» نمونه ای از عدم تحمل و عدم مدار است , کودتا پشت کودتا و ترور پشت ترور، صحنه ی سیاست پاکستان را پر کرده است

ضیاءالحق،ذوالفقارعلی بوتو را اعدام کرد

حکومت نظامی ضیاءالحق با ترور شدن ضیاءالحق پایان گرفت
پرویز مشرف با کودتای نظامی, نواز شریف را ساقط کرد و خودش با کودتایی دیگر به تبعید رفت. بی نظیر بوتو چند روز پیش از انتخابات ترور شد ودر صحنه ی اقتصادی نیز پاکستان وضعیت بهتری ندارد.

در سیل اخیر پاکستان، اگر نهادهای بین المللی و دولت های خارجی به کمک پاکستان نمی شتافتند، دولت پاکستان
توان مدیریت اوضاع را به هیچوجه نداشت
پاکستان ، کشور پاک ها ، پیشتاز «تقلب صنعتی» است , در شهر صنعتی پاکستان اجناسی با مارک های معروف دنیا تولید می شود

علاوه بر این پاکستان، پیشتاز«تقلب سیاسی» است , طالبان را تقویت می کند و از جامعه ی جهانی (از آمریکا گرفته تا ایران) کمک مالی میگیرد تا طالبان را سرکوب کند

این سناریوی کشوری است که وجه تمایز خود را از سرزمین مادری اش، «مذهب» می داند







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

چندی پیش تازه ‌به دوران سینما رسیده‌ای، دهان باز کرد و آنچه در خور خودش بود به بازیگران سینما نسبت داد. با خود گفتم جواب ابلهان خاموشی‌ست و در فضای عفونت‌زده‌ی حاضر همان بهتر که چشم بر عجایب اتفاقیه‌ی هر روز و گوش بر کوس گفته‌های توهم‌زا و هوهوی کرکسان و ناکسان بیندی. پنج بازیگر جوان که “همه” دخترم بودند، تاب نیاوردند و جوابی محترمانه در شأن خودشان و نه در حد پاسخ به گوینده، دادند.

امروز در خبرها می‌خوانم که گوینده‌ی دهان‌لجن‌زده، مصداق پاسخ را بلند کردن چوب و فرار گربه‌دزده تعبیر کرده‌است.

چوب را باید بر فرق فضای فرهنگی و هنری کوبید که زمانه را به نفع بردن و خوردن و بزرگ‌نما شدن آدم‌کوتوله‌ها گردش داده‌است که با دهان گشاد و نظر تنگ، دنیا را از زاویه‌ی عقل نارس و امیال سرکوب‌شده‌شان می‌بینند.

گربه‌دزد‌ها، گرگ‌های حریص چشم و دل سیری‌ناپذیر، بر سر سفره‌های رانت های اعطایی هستند که با امکانات نامحدود کارفرما می‌شوند و سی‌ریال‌ها می‌سازند و امرمشتبه‌برخود می‌شوند که کاری کرده‌اند کارستان…
به حکم اعتقادات مورد ادعای خود گوینده، او باید به شلاق مجازات تهمت ، سیاه و کبود شود اما می‌دانم برخورد مدنی و شکایت به محکمه بردن دراین وانفسا در پیچش و خمش حامیان ایشان ره به ترکستان می‌برد.
هم او افاضه کرده است که پاسخ‌گویان ناصالح اند. من، رخشان بنی‌اعتماد، به عنوان مادر ناصالحان خانواده سینما، نه جواب به یاوه گو ، که بیداد این هرت آباد بی صاحب را ، در میانه‌ی میدان فریاد می زنم.
رخشان بنی‌اعتماد
۱۲ آذر90








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠

عشق من ناز نکن عمره ما پایون میگیره
یه روزی دسته زمونه
تو رو از من میگیره
وقتی تنها با
تو بودن واسه من زندگیه
تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من میگیره
عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره
همه ناله های
من از اون نگاهت دوریه
تو رو دیدن تو رو خواستن تو رو هرجا می بینم
بی
تو و عشق تو ،من همیشه تنها میمونم
عشق من عاشقتم تکرارت هر شبانته
همه حرفام به خدا از عشقو از سخاوته
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بیکسیو شب با
تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزای رفته برام رنگه سیاهی میگیره
اگه صد بهارو پاییز واسه
تو گریه کنم
نمیتونم که
تو رو عشقتو از یاد ببرم

عشق من عاشقتم تا که چشام بارونیه

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بیکسیو شب با
تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزای رفته برام رنگه سیاهی میگیره








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠

عشق من ناز نکن عمره ما پایون میگیره
یه روزی دسته زمونه
تو رو از من میگیره
وقتی تنها با
تو بودن واسه من زندگیه
تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من میگیره
عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره
همه ناله های
من از اون نگاهت دوریه
تو رو دیدن تو رو خواستن تو رو هرجا می بینم
بی
تو و عشق تو ،من همیشه تنها میمونم
عشق من عاشقتم تکرارت هر شبانته
همه حرفام به خدا از عشقو از سخاوته
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بیکسیو شب با
تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزای رفته برام رنگه سیاهی میگیره
اگه صد بهارو پاییز واسه
تو گریه کنم
نمیتونم که
تو رو عشقتو از یاد ببرم

عشق من عاشقتم تا که چشام بارونیه

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته
عشق من بیکسیو شب با
تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره
با
تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره
روزای رفته برام رنگه سیاهی میگیره








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠

هوس کردم بازم امشب زیر بارون, توو خیابون به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه آخه وقتی بارون میاد، رو صورت یه عاشق مثل من حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه امشب چشای من مثل ابرای بهاره نخند به حال من که حالم گریه داره چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیر بزاره؟ آره بخند بخند که حالم خنده داره،،آره بخند بخند که حالم خنده داره این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابونو نمیخوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه ن‎...‎ه پلکام روی هم میرن،، نه دست میکشم از گریه نه میخوام برف بیاد بارون،نه چتری رو تنم باشه امشب چشای من مثل ابرای بهاره نخند به حال من که حالم گریه داره چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیر بزاره آره بخند ،،، بخند که حالم خنده داره نه پلکام روی هم میرن،، نه دست میکشم از گریه نه میخوام برف بیاد بارون،، نه چتری رو تنم باشه امشب چشای من مثل ابرای بهاره نخند به حال من که حالم گریه داره چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیر بزاره؟ آره بخند بخند که حالم خنده داره ...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠

حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که روی اون << ها >> کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم بعد وایستیم آب شدنش رو تماشا کنیم و کیف کنیم !!! رو شیشه ی نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی باید مردونه پاش وایستی ؛ حالا چه دختر و چه پسر !! هیچ فرقی نمیکنه باید مرد باشی و مردونه پای قول و قرارهایی که گذاشتی وایستی ...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠

اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی دیگه من، من نیستم
من همینیم که میبینی
مغازه که نیست دکور بچینم برات...!!!







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠

سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند

‎...‎ درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...

چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید

سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….


چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...

که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی

***

یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم

با خشونت هرگز...

با خشونت هرگز...

با خشونت هرگز...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠

همین که تو در دوردست زنده ای
به سرنوشت رضایت دادم ...
رهایم کردی و رهایت نکردم!
گفتم حرف ِ دل یکی ست
هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،
‎...‎ ... کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری
منتظرت خواهم ماند!
چشمهایم را بر پوزخند ِ این و آن بستم
و چهره ی تو را دیدم!
گوشهایم را بر زخم زبان این و آن بستم
و صدای تو را شنیدم!
دلم روشن بود که یک روز،
از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!
حالا هم،
از دیدن ِ این دو سه موی سفیدِ آینه تعجب نمی کنم!
فقط کمی نگران می شوم!
می ترسم روزی در آینه،
تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند
و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی!
تنها از همین می ترسم ...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠

همین که تو در دوردست زنده ای
به سرنوشت رضایت دادم ...
رهایم کردی و رهایت نکردم!
گفتم حرف ِ دل یکی ست
هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،
‎...‎ ... کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری
منتظرت خواهم ماند!
چشمهایم را بر پوزخند ِ این و آن بستم
و چهره ی تو را دیدم!
گوشهایم را بر زخم زبان این و آن بستم
و صدای تو را شنیدم!
دلم روشن بود که یک روز،
از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!
حالا هم،
از دیدن ِ این دو سه موی سفیدِ آینه تعجب نمی کنم!
فقط کمی نگران می شوم!
می ترسم روزی در آینه،
تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند
و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی!
تنها از همین می ترسم ...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠

ریزش مو در میان تمام انسان ها به درجاتی اتفاق می افتد و اگر چه این روند تا میزان زیادی فیزیولوژیک تلقی می شود، ولی به علت نقش قابل توجه ای که مو در زیبایی انسان و در روابط وی بازی می کند، غالباً باعث می شود که افراد در جستجوی درمان این روند طبیعی برآیند.

طاسی سر که تا کنون مطالعات وسیعی در مورد آن صورت گرفته نوعی بیماری ارثی محسوب می شود که بیشتر در مردان بروز می کند.

به هر حال باید توجه داشت که هم زنان و هم مردان می توانند با نازک شدن تارهای مو که یکی از مهم ترین عوامل در ریزش موهای سر محسوب می شود در معرض ابتلا به ریزش های شدید مو قرار بگیرند. این بیماری که ممکن است در سنین مختلف بروز کند با استفاده از روش های درمانی که هم اکنون موجود می باشد می تواند درمان شده و یا بهتر از حالت کنونی شود.

همه ما هر روزه تعداد زیادی از موهای خود را از دست می دهیم، اما ریزش موی بسیار شدید و شرایط نامطلوب موهای سر می تواند به عنوان نشانه ای برای طاسی به حساب آید.

طاسی معمولی مو یا آلوپسی آندروژنتیک (AGA) شایعترین علت کم شدن موها است که در هر دو جنس زن و مرد رخ می دهد و با مینیاتوری شدن فولیکول های مو و کوتاه شدن فاز رشد مو مشخص می شود. لازم به ذکر است که موهای سر سه مرحله مشخص را طی می کنند. اول فاز آناژن یا رشد مو است که ممکن است بین ۲ تا ۶ سال طول بکشد و حدود ۹۰ درصد موهای سر بطور طبیعی در این مرحله قرار دارند. مرحله بعدی فاز کاتاژن است که حدود یک درصد موها را شامل می شود و حدود سه هفته طول می کشد و بعد مرحله استراحت مو یا مرحلة تلوژن است که حدود سه ماه به طول می انجامد. تغییر در درصد موها در مراحل مختلف یکی از علل ریزش مو به حساب می آید.

تاثیری که ریزش مورد در افراد میگذارد کاملاً متفاوت است. برخی به راحتی آن را می پذیرند، در حالیکه بسیاری هم از آن وحشت زده و نگران می شوند طوریکه از هر دارویی برای مداوای آن استفاده می کنند و کم نیست مواردی که این مداواها بسیار گران و بی اثر هم هستند.

ساختمان مو

در پوست سر یک فرد معمولی ۱۰۰ هزار تار مو، در افراد با موهای قرمز ۹۰ هزار، در افراد با موهای شکی ۱۱۰ هزار و افراد با موهای بلوند ۱۵۰ هزار تار مو موجود میباشد.

درسـر بچـه در هــر سانتی متر مربع سر ۱۱۰۰ پیاز مو وجود دارد کـه ایـن تعـداد در سـن ۲۵ ســالگی به ۶۰۰ و در سن۳۰ الـی ۵۰ سـالـگـی بـه ۲۵۰ الـی ۳۰۰ تـار ـو کـاهــــش مـییابد. از هر پیاز مو در حدود ۲۵ تار مو (پس از ریزش تـارمو قبلی) در طول حیات فرد رویش ی کند که هر کدام از آنها سالها باقی می ماند.

مو از پروتئـیـنـی بـنـام کـــراتین تشکیل یافته است این همان ماده ای است که سـازنــدهپر پرندگان، ناخن، سم و چنگـال حیوانات می بـاشد. خودکـراتـیـن عـمدتـا از اسـیـد آمــینه سیستئین (CYSTEINE) تشکیل یافته است.

 همـچنین مـو حـاوی رنـگدانه مــلانین میباشد. دو نوع ملانین در مو تولید میـگردد یکی اوملانین  (EUMELANIN) که جاد کننده رنـگ قـهوه ای و مشــــکی است و فئوملانین (PHAEOMELANIN) که ایجاد کننده رنگ قرمز می باشد. تـرکـیــب این دو دو نوع رنگدانه رنگهای متنوع مو را پدید می آورند. قطر مو ۰٫۱ میلی متر می باشـد. مو بطور متوسط در روز ۰٫۳۵ میلی متر و در ماه ۱ سانتی متر رشد می کـــند.

رشد مو در تابستان از زمستان بیشتر بوده و همچنین رشد مو در مردان انــدکی سریعتر از زنان میباشد. حداکثر طول مو در سر ۷۰ الی ۹۰ سانتی متر میباشد. در بـــدن انسان ۳ نوع مو رشد میکند:

۱- لانوگو (LANUGO): موی نازک، بی رنگ و فاقد مغز میانی که کرک مانند بوده و تمام بدن جنین را در رحم میپوشاند اما یک ماه پیش از بدنیا آمدن کودک این موها ریزش پیدا میکنند.
۲- ولوس (VELLUS): تمام سطح پوست بدن جز کف دست و پا و لبها را پوشانده.این مو نیز کرک مانند بوده و فاقد رنگدانه است.لطیف، نرم و نازک و فاقد مغز میانی میباشد.
۳- ترمینال (TERMINAL): موهای بلند و ضخیم و زبری می باشند که ابــروهـــا، مـوی سر، مژه ها، ریش و سبیل و موهای نواحی تناسلی را تشکیل میدهد.
در بدن موهای ولوس قادر به تبدیل به موهای ترمینال میباشند ( بـا تـحریک هورمونهای مردانه).استحکام موی شما به پروتئین کراتین بستگی دارد. یک تار مو میتواند تا ۲۵ درصد طول طبیعی خود یش از آنکه پاره گردد کشیده شود. ایـن مـقـدار در تــار مــوی خیس به ۵۰ درصد میرسد!

هر تار مو پیش از آنکه پاره گردد قادر به تحمل ۱۰۰ گرم بار می بـاشد  به عبارتی اگر مـوهای سر را بریده و بصورت طناب درآوریم آن طنـاب قـــادر به تحمل ۱۰ تن بار خواهد بود! استحکام موی سر شما برابر با استحکام یک مفتول مسی بـــا قطر برابر با تار مو میباشد! مراحل رشد مو به قرار زیر است:

۱- مـرحله رشد فعال و یا آناژن (ANAGEN):دراین مرحله سلولهای فولیکول مرتبا رشد کرده و تقسیم شده و شاخی میـگردند و ساقه مـو را
تشکیل میدهند.
۲- مـرحله انتقالی و یا کاتاژن (CATAGEN):در ایـن مــرحـــله رشد مو کند شده و مو به ۶/۱ طول خود چروکیده میشود.
۳- مرحله ریزش مو و یا تلوژن (TELOGEN): در ایـن مرحله رشد مـو مـتـوقف شده و ارتباط قاعده فولیکول با مو سست شده و در اثر فشار تار موی جدید در حال رشد، تـــار موی قدیمی میریزد. این مرحله، مرحله استراحت مو نیز نامیده میگردد.

مرحله آناژن معمـولا در سر ۶ سـال به طـول مـی انــجامد و ۸۵ درصد موهای سر در این مرحله قرار دارند.مـرحـــله کاتاژن در موهای سر در حدود ۱۰ روز بطول می انجامد و تنها ۱ درصد مـوهـای سر در این مرحله قرار دارند

مرحله تلوژن در موهای سر معمولا ۱۲ هفته بطول می انجامد و ۲۵ درصد مـوهــای سر در این مرحله قرار دارند.

دوره سیکل کامل رشد و ریزش مو حدود ۳ الی ۴ سال به طول می انجامد اما این مدت برای مژه ها ۴ ماه است. مدت رشد و استراحت موهای نواحی دیـگر بـدن بـــه قــرار زیر میباشد:

۱- ابـرو: مـدت اسـتـراحـــت: ۱۲ هفته/ مدت رشد: ۸-۴ هفته/ تـعـداد پـیـاز مــو در هــر سانتیمتر مربع پوست: ۳۵۰ / سرعت رشد در روز: ۰٫۶۱ میلی متر
۲- ریش صورت: مدت استراحت: ۱۰ هفته/ مدت رشد: ۱ سال/ تـعداد پــیـاز مو در هر سانتی متر مربع: ۵۰۰ در چانه و ۸۰۰ در گونه/ سرعت رشد: ۰٫۳۲ میلی متر
۳- سبیل: مدت استراحت: ۶ هفته/ مدت رشد: ۱۶ هفته/ تعداد پیاز در هر سانتیــمـتر مربع: ۵۰۰/ سرعت رشد: ۰٫۳۸ میلی متر
۴- زیر بغل: مـدت اسـتـراحــت: ۱۲ هفـتـه/ مـــدت رشد: ۱۶ هفته/ تعداد پیاز مو: ۶۵ / سرعت رشد: ۰٫۳ میلی مترژ
۵- موهای پا: مدت استراحت: ۲۴ هفته/ مدت رشد: ۱۶ هفته/ تـعـداد پـیـاز مــو: ۶۰ / سرعت رشد: ۰٫۲۱ میلی متر
۶- موهای نواحی تناسلی: مدت استراحت: یک هفته/ مدت رشد: چندین ماه/تعداد پیاز مو: ۷۰ / سرعت رشد: ۰٫۳ میلی متر

علت آن کـه موهای سر همواره در حال رشد می بـاشـد امـا مثـلا مـوهـای ابرو تا اندازه مشخص بلند میگردد، در کنترل ژنتـیـکی آنهـا بـوده کـه مـدت زمـان آنـاژن و تلوژن آنها را تعیین می کـند. مثلا در موی سر در آن واحد ۸۵ درصد موها در حال رشد بوده و تنها ۱۳ درصد مـوها در حال استراحت میباشند. اما در ابرو تنها ۱۰ درصد موها درحال رشد و ۹۰ درصد موها در حال استراحت هستند.

ریزش ۵۰ الی ۱۰۰ تار مو از موهای سر در روز طبیعی میبـاشد. شـکل مو و یا صاف و یا مجعد بودن مو به ۲ عامل بستگی دارد:

۱- جهتی که تارهای مو از فولیکول و پوست سر خارج میگردد.
۲- شکل خود فولیکول. هنگامی که سطح مقطع تار مو گرد یاشد و مـو عمود بر پوست سر بروید موها صاف میشوند. هـنگامی که سطح مقطع تار مو بیضی شکل و با اندکی زاویه از پوست سر خارج می گردد، موها موج دار می شـوند. هنگامی که سطح مقطع موها بیضی کشیده باشد و با زاویه تیزی از پوست سر برویند موها مجعد میشوند.

در انسان پیاز یا فولیکول مو به دو دسته تقسیم می شود

۱ ) موی کرکی : در سراسر پوست بدن به جز کف دست و پا این نوع مو دیده می شود.

۲ ) موی انتهایی یا ترمینال : در قسمت سر و بعضی قسمت های دیگر بدن دیده می شود. این نوع مو زبر و خشن است.

رشد مو دارای دوره های رشد ، انتقالی و استراحت است.

طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال ، دوره انتقالی ۲ تا ۴ هفته و دوره استراحت حدود ۳ تا ۴ ماه است.

در روی سر انسان حدود صد هزار پیاز مو وجود دارد و با احتساب این که هر مو حدود هزار روز رشد دارد ؛ پس ریختن روزانه صد مو در سر طبیعی است و بیشتر از آن نیاز به پیگیری دارد.

علل ریزش مو

ریزش مو دارای علت های فراوانی است که از آن جمله می توان به موارد ارثی ، هورمونى ، تغذیه اى ،اعصاب و روان ، مصرف دارو ، بیماری هاى داخلى و پوستی ، اعمال جراحی و بارداری اشاره کرد.

 طاسی نوع مردانه

 این نوع ریزش مو که در مردان و بیشتر در سنین ۲۰ تا ۵۰ سالگی اتفاق می افتد شایعترین فرم ریزش مو است و زمینه ژنتیکی دارد. این نوع ریزش مو در ۴۶% مردان گزارش می شود. طاسی در مناطق پیشانی و گیجگاهی بیشتر است. علت آن حساسیت بیش از حد پیاز مو به هورمون های مردانه است.

این نوع طاسی درمان قطعی ندارد و تنها درمان پذیرفته شده در آن داروی ماینوکسیدیل ( MINOXIDIL) است که تحت شرایط خاصی مؤثر است:

۱ – در مواردی که ریزش مو اخیراً ایجاد شده باشد و شدید نباشد.

۲ – تنها در مناطقی که کاملاً طاس نشده باشد مؤثر است.

۳ – کمتر از ۱۰ سال از شروع ریزش گذشته باشد.

۴ – ناحیه مبتلا کمتر از ۱۰ سانتی متر قطر داشته باشد.

۵ – با قطع دارو تمام موهای جدید ایجاد شده خواهند ریخت بنابراین در تمام مدت باید مصرف شود. ( منبع: گروه اینترنتی ارور تیم )
طاسی نوع زنانه :

در زنان با سن بالای ۴۰ رخ می دهد و شکل ریزش مو ، با مردان متفاوت است و به جای ناحیه ی پیشانی ، از فرق سر شروع می شود. علت ایجاد آن بیماری هایی است که هورمون های جنسی مردانه را در خود افزایش می دهند. درمان این حالت ، درمان بیماری زمینه ای است و با کاهش این هورمون ها ریزش مو مرتفع می شود.
سوء تغذیه :

چه به صورت عدم دسترسی به مواد غذایی و چه به صورت رژیم غذایی جهت کاهش وزن  و غیره یکی از علت های ریزش مو است؛ کمبود تغذیه ای پروتئین ، اسیدهای چرب ضروری ( که بدن قادر به تولید آنها نیست و باید از طریق غذا به بدن برسد ) و کمبود ویتامین ها و املاح از علل مهم ریزش مو است که قابل پیشگیری و درمان می باشد.

ِِِِِشــایع ترین علت ریزش مو در خانم ها  از سنین نوجوانی تا سنین میانسالی، کمبود آهن بدن است که با مصرف غذاهای حاوی آهن و یا قرص آهن این مشکل برطرف می گردد.

-وجود استرس ( فشار روحی ) ، ناراحتی و افسردگی  می تواند از علل ریزش مو در افراد باشد.

با کنترل این هیجانات ( که البته اگر به وسیله خود شخص صورت گیرد نتیجه مطلوب تری دارد؛ در مدت زمان کوتاهی این ریزش مو برطرف می گردد .
از علل دیگر ریزش مو می توان مصرف داروها

را نام برد. همه داروها باعث ریزش مو نمی شوند و یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمی شود ( بعضی افراد به داروهای خاصی حساسیت بیشتری نشان می دهند که مربوط به سیستم داخلی بدن در غیر فعال کردن و هضم دارو می شود). داروهای مورد استفاده در شیمی درمانی از مواردی هستند که در اغلب افراد باعث ریزش مو می شوند.
( منبع: گروه اینترنتی ارور تیم )

مصرف برخی داروهای ضد افسردگی  و ضد تیروئید.
 

همه داروها باعث ریزش مو نمی شوند و یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمی شود داروهای مورد استفاده در شیمی درمانی از مواردی هستند که در اغلب افراد باعث ریزش مو می شوند.

مصرف برخی داروهای قلبی  – عروقی و قطع قرص های پیشگیری از حاملگی پس از مصرف طولانی نیز از موارد شایع ریزش موی دارویی هستند.
بعضی از بیماری هایی داخلی و پوست

می توانند ریزش مو ایجاد کنند؛ مثلاً وجود تب بالا باعث ریزش مو در افراد در چند ماه آینده می شود.

افرادی که بیماری موضعی پوستی در قسمت سر و یا درگیری پوستی وسیع دارند ممکن است ریزش مو داشته باشند؛ از جمله این بیماری ها می توان درگیری گسترده داء صدف ، لوپوس ، بیماری های تاولی و … را نام برد.
اعمال جراحی و بارداری

نیز می توانند باعث ریزش مو شوند. فاصله مدت این بیماری ها و شروع ریزش مو معمولاً ۶ – ۲ ماه می باشد؛ مثلاً در خانم ها حدود ۳ ماه بعد از زایمان، ریزش مو شروع می شود که علت های زیادی برای آن وجود دارد از جمله : کم خونی ، وجود استرس زایمان ، بالا بودن هورمون های جنسی در طول بارداری و غیره . علت های دیگری نیز وجود دارد که در افراد محدودی ریزش مو ایجاد می کنند و ذکر آنها در حوصله این مبحث نیست.( منبع: گروه اینترنتی ارور تیم )
موخوره

«موخوره» با اصطلاحی که در عام آن را به عنوان بیماری می دانند منافات دارد. در واقع این یک آسیب مو توسط خود فرد می باشد. از جمله این آسیب ها می توان از زدن برس به طور خشن به موها یا استفاده از رنگ های مو به طور مکرر و آسیب به مو با سشوار ذکر کرد؛ و در واقع هیچ نوع عامل قارچی یا میکروبی در ایجاد آن نقش ندارد.

برای از بین بردن موخوره باید روش شانه زدن را اصلاح نمود. به این صورت که باید برای شانه کردن از شانه و یا برس غیر فلزی و به طور خیلی ملایم استفاده کرد چون در حقیقت موخوره یک آسیب فیزیکی به مو است. همچنین قیچی کردن انتهای موها از چند سانتی متر بالاتر و مصرف شامپوهای نرم کننده و حالت دهنده و همچنین استفاده از ژل های ملایم به مقدار کم و یا روغن نارگیل مخصوصاً قبل از سشوار کشیدن می تواند از ایجاد موخوره جلوگیری کند و نیز در درمان آن مؤثر باشند.

برای جلوگیری از ریزش مو چه باید کرد ؟

یک انسان بالغ در حدود ۰۰۰/۱۰۰ تار مو بر روی سر دارد که هر تار مو بین دو تا ده سال عمر می کند و رشد آن به طور معمول ۳۳/۰ میلیمتر در روز و یا ۱۰ تا۱۲ سانتیمتر در سال است. ممکن است روزانه ۲۰ تا۱۰۰ تار مو بریزد که این ارقام درنژادها، جنسیتها و سنین مختلف یکسان نیست.

ناراحتی های عصبی، نگرانی، دلواپسی،  اندوه، کم خوابی و یا بدخوابی سلامت موها را به خطر می اندازد و رشد آنها را متوقف کرده و موها دچار ریزش می شوند. موهای شما به هر رنگ و از هر جنس که باشد، نیاز به تغذیه و مراقبت دارد. یک برنامه غذایی که به اندازه کافی ویتامینهای گروهB و نیزA وC و همینطور کلسیم، آهن، مس و ید داشته باشد سبب می شود که موها زیبا بمانند.ید در گردش خون پوست سر، نقش اساسی دارد و اگر به اندازه لازم به بدن نرسد، موها کدر، مرده و دچار ریزش می شوند.خوردن شیرینی ، نوشابه های گازدار، قند و شکر را به حداقل برسانید و به جای برسهای نایلونی از برسهای مویی استفاده کنید تا سبب موخوره نشود.

میوه ها، سبزی های تازه و خام، ماهی تازه، جگر و روغن های گیاهی مانند: روغن زیتون، روغن آفتابگردان و روغن ذرت از غذاهای بسیار مفیدی هستند که به رشد و سلامت موها کمک می کنند.( منبع: گروه اینترنتی ارور تیم )

* ماساژ سر نیز در افزایش سرعت جریان خون نقش مهمی دارد.

 بدین صورت که با انگشتان دو دست، سر را ماساژ دهید، به طوری که انگشتان به شکل دورانی حرکت داده شوند. تا زمانی که حس کنید سرتان گرم شده است و خون در زیر پوست جریان دارد. این حرکت را در همه نقاط پوست سر انجام دهید تا به این ترتیب خون در تمام قسمتهای سر به جریان بیفتد. برای سرعت بخشیدن به گردش خون در سر، برس را در جهتهای مختلف روی پوست سر بکشید تا خون در زیر پوست به جریان بیفتد. تمرین بسیار ساده جهت تسریع جریان خون سر، این است که به پشت بخوابید، روی شانه ها و آرنجها تکیه کنید . در این حالت سر باید روی زمین قرار گیرد. هنگام انجام این تمرین، پاها را راست نگهدارید و زانوها را خم نکیند.

* غذاهایی که برای رشد موی شما مناسب و مفید است :
رژیم غذایی غنی از سیلیس، کلسیم و آهن از ریزش مو جلوگیری می کند یا آن را کاهش می دهد. سبزیجات سبز برگی شکل بخصوص سبزیجات

 دریایی، منبع غذایی خوبی از املاح هستند. جوی خام منبع خوبی از سیلیس است. برگه میوه ها و آب آلبالو منبع غنی از آهن هستند.

نازک شدن یا ریزش مو در زنان می تواند در اثر یک مشکل گوارشی مثل کمبود اسید معده باشد یا می تواند دراثر کمبود پروتئین، روی و سایر موادمغذی باشد.

مصرف دو قرص ACIDOPHILUS ( قرص های اسیدی ) بعد و بین وعده های غذایی برای مدت دو ماه در کاهش ریزش مو مؤثر و مفید است ( ۴ تا ۶ عدد قرص روزانه ) .

البته مصرف هر گونه قرص یا دارویی باید تحت نظر پزشک باشد و از مصرف خودسرانه آنها جداً خودداری کنید.
سیلیس یکی دیگر از مواد مغذی مهم در حفظ سلامتی مو است که ریزش مو را کاهش می دهد.منابع غذایی سیلیس شامل: پوست سیب زمینی ، فلفل سبز، فلفل قرمز، خیار، جوانه حبوبات مثل جوانه لوبیا است.

ریزش مو در مردان با مصرف رژیم غذایی کم چرب کاهش می یابد. دانشمندان معتقدند در طی دوران بلوغ با افزایش مقدار هورمون تستوسترون ( هورمون مردانه ) در مردان، احتمال طاسی سر افزایش می یابد. رژیم غذایی پرچرب و مصرف زیاد گوشت مقدار تستوسترون را افزایش می دهد که روی فولیکول های مو ( پیاز مو ) تأثیر می گذارد.

به عنوان مثال در زمان های گذشته در کشور ژاپن، به دلیل مصرف غذاهای کم چرب و سالم، طاسی سر در مردان کم بوده است. ولی در حال حاضر به دلیل مصرف غذاهای پرچرب و آماده، طاسی مردان افزایش یافته است.

شاید مصرف غذاهای کم چرب ریزش مو را متوقف نکند ، ولی آن را کاهش می دهد.

کم خونی یکی از علل اصلی ریزش مو است. غذاهای غنی از آهن مثل جگر ، انواع گوشت، غلات سبوس دار ، سبزیجات سبز برگی شکل مثل اسفناج، تخم مرغ ، خرما و کشمش را زیاد مصرف کنید. البته در دوران بارداری نباید بیش از یک بار در هفته جگر مصرف کرد ، زیرا جگر یکی از منابع غنی ویتامین A است که با مصرف بیش از حد آن در دوران بارداری  ، مادر دچار هایپرویتامینوز A ( مسمومیت با ویتامین A ) می شود و این مسمومیت باعث ایجاد اختلالات صورت ، استخوان و مغز در نوزاد می گردد.

بیشتر ساختمان مو از پروتئین تشکیل شده است. برای تسریع رشد مو، رژیمی غنی از پروتئین مصرف کنید. این رژیم شامل جگر گوساله، مخمر و جوانه گندم است. این مواد غذایی غیر از پروتئین، حاوی مقادیر زیادی ویتامین های گروه B هستند که برای رشد مو لازم هستند.

بررسی ها نشان می دهد پروتئین سویا مو را تقویت می کند و رشد آن را افزایش می دهد. سایر منابع غنی از پروتئین شامل تخم مرغ، پنیر کم چرب، شیر  ، ماست، ماهی، حبوبات و مخمر است .

سیلیس یکی دیگر از مواد مغذی مهم در حفظ سلامتی مو است که ریزش مو را کاهش می دهد. بعنوان مثال سیلیس اضافه شده به شامپو از طاسی سر جلوگیری می کند، رشد مو را افزایش می دهد و باعث درخشش و استحکام مو می شود . حتی بعضی گفته اند ریزش مو را متوقف می کند. استفاده از شامپوی حاوی سیلیس باعث رشد مجدد موهای ریخته شده می شود.منابع غذایی سیلیس شامل: پوست سیب زمینی  ، فلفل سبز، فلفل قرمز، خیار، جوانه حبوبات مثل جوانه لوبیا است.

ویتامین C ، جذب آهن را در بدن افزایش می دهد. پس به مقدار کافی میوه و سبزی مصرف کنید.

ویتامین E نیز برای رشد مو لازم است. پس در برنامه غذایی روزانه خود از منابع غذایی آن استفاده کنید که شامل آجیل، دانه های خوراکی و روغن های گیاهی مثل روغن زیتون است.

اگر ریزش مو به دلیل کم کاری تیروئید است، منابع غذایی حاوی ویتامین A و ید را به مقدار بیشتری مصرف کنید که شامل هویج ، اسفناج، روغن دانه ها مثل روغن تخم کتان، گردو و تخمه کدو و نمک یددار است. اگر دچار کمبود ید هستید، شلغم ، کلم ، خردل، سویا، بادام زمینی و ارزن را مصرف نکنید.

قابل توجه:مصرف بیش از حد ویتامین A  باعث ریزش مو می شود.

* موی خود را به طرز صحیح تغذیه کنید :

مو اگر تغذیه نشود، هرگز رشد نخواهد کرد. موی گرسنه ظاهر شفاف و سالم موهای تغذیه شده را ندارد.

پوست سر برای  تولید فولیکول ( جوانه )  مو نیاز به دریافت ویتامین ها و مواد معدنی مخصوص دارد.

به منظور بررسی این نیاز با استفاده از اصول و تکنیک های علمی باید گفت : پوست سر برای تولید جوانه های تازه مو به مقدار فراوان اسید ریبونوکلئیک(RNA) جهت ساخت پروتئین های مناسب برا ی رشد مو نیاز دارد.

دستیابی به این هدف تنها زمانی میسر است که فرد بتواند ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز جهت ساخت این نوع اسید نوکلئیک یا همانRNA را تامین کند.

ویتامین ب – ۱۲، روی و اسید فولیک برای رسیدن به این هدف از اجزاء ضروری هستند.

سایر مواد مورد نیاز نیز عبارتند از :

- منگنز و آهن که هر دو برای تولید گلیکوژن کافی که ماده مغذی و رشد دهنده مو است ضروری هستند.

چگونه می توان این مواد را دریافت کرد؟

شما قادر هستید تمام منگنز مورد نیاز خود را با مصرف غلات کامل مثل گندم کامل و دانه های خشک گیاهی مثل گردو، بادام ، فندق و … کسب کنید.

از سایر منابع غذایی حاوی منگنز می توان به : صدف ماهی ،  شیر و دل و جگر و قلوه اشاره کرد.

آهن که جزء مهم  و اساسی در ساختمان خون است برای سلامتی موها نیز ضروری است.

این ماده در اغلب منابع پروتئینی یافت می شود، مخصوصاً جگر یک منبع غذایی غنی از آهن است.

ازسایر منابع می توان به صدف ماهی اشاره  کرد. اگر فردی خام خوار هستید می توانید آهن مورد نیاز خود را از سویا، لوبیا ، لوبیاچیتی ، نخودفرنگی ، عدس و مَلاس(۱) ویژه قند کسب کنید.

میوه های خشک شده و غلات کامل به صورت نان نیز دارای آهن می باشند.

بهترین منابع غذایی ویتامینB12 نیز عبارتند از:

مواد پروتئینی که منبع حیوانی دارند مثل گوشت قرمز، جگر، قلوه، شیر، تخم مرغ، ماهی

اسید فولیک بخشی ازگروه ویتامین ب – کمپلکس می باشد. بدن به این ماده نه تنها برای رشد مو بلکه برای بسیاری از اعمال حیاتی خود نیازدارد.

 بهترین منبع غذایی اسید فولیک : جگر و صدف ماهی است . اگر چنین منابعی در دسترس شما نیست. از مصرف عدس و یا جوانه گندم غافل نشوید.

شما همچنین می توانید ویتامینB12 را در منابعی چون سبزی های پربرگ سبز، کلم بروکلی و گل کلم بیابید.

روی نیز از مصرف دانه های خشک گیاهی ، جگر، صدف ماهی ، سبوس گیاهان، و آب تره به دست می آید.

بنابراین هر زمان که موهای خود را شستید یک ساندویچ سبزی هم مصرف کنید. شما خود را با اسفناج و یا جگر تغذیه کرده و سپس ببینید چگونه مویتان سالم، خوش حالت و شفافتر خواهد شد.

لازم به ذکر است که درهفته مجاز به مصرف یک تا دو وعده جگر هستید.

(۱) آنچه که از چغندر قند بعد از گرفتن قند آن باقی می ماند.

در هنگام شستن موها به نکات زیر توجه نمایید:

۱ـ حداکثر هفته ای دو بار آن هم با آب نیمه گرم حمام کنید.

۲ـ هنگام شستن موها، سعی کنید از شامپوی رقیق شده استفاده کنید، به این ترتیب که کمی از شامپوها را در یک شیشه خالی ریخته و به آن آب اضافه کنیم، تا رقیق گردد. شامپوی رقیق شده ضربه کمتری به موها وارد می کند.

۳ـ سعی کنید فقط یکبار موها را با شامپو بشویید و زمان شستشو را طولانی نکنید. یعنی بلافاصله پس از شامپو کردن با آب ، موهای سر را بشویید.

۴ـ هرقدر شامپو به مدت طولانی تری با موها و پوست تماس داشته باشد، آسیب بیشتری به پوست سر و موها وارد می شود. این موضوع در مورد شامپوهای خارجی نیز صدق می کند.

۵ ـ بهتر است در هر بار حمام رفتن و شستن موها با شامپو ، یک عدد زرده ی تخم مرغ نیز با شامپو به موها بزنید. به این ترتیب که همزمان با شامپو یک عدد زرده تخم مرغ نیز به آن اضافه کنید و سپس سر را با آن بشویید. زرده تخم مرغ ، هم یک شوینده است و هم نرم کننده و نگهدارنده و محافظت کننده طبیعی . یکی دو قطره سرکه یا آبلیمو بوی بد تخم مرغ را زایل می سازد.

 با رعایت این نکات هنگام شستشو، و رعایت تغذیه درست ، شما سالیان دراز دارای موهای پرپشت و شفاف خواهید بود.








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠

خدا جون
چرا برای سیندرلا خدای خوبی بودی !...
برای پری دریایی و سفیدبرفی هم !...
حتی آخر زیبای خفته هم مهربون شدی حتی تو دیو و دلبرم ...
پس من چی ؟!...
‎...‎ پس این دنیایی که برایم ساخته ای چرا شبیه کارتون نیست !...
اون فرشته های مهربونت رو کجا قایم کردی؟!...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠

جوایزِ بانکِ صادرات اعلام شد
٣٠٠٠ میلیارد تومان برایِ یک نفر
یک بیلاخ برایِ ٧۶ میلیون نفرقهقهه......!







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠

دست و پا زدن و فریاد زدن همیشه نشانه بیداری نیست گاهی نشانه خواب بودن، کابوس دیدن و هذیان گفتنه. ما ایرانی ها دیگه کاملا تبدیل شدیم به ملت زنده باد مرده باد !

ما وطن نداریم مگر اینکه کسی به کوروش توهین می کنه، یا اسم خلیج فارس رو عوض کنه یا آثارباستانی در حال نابود شدن باشن یا فیلم 300 ساخته باشه….

  ما دین نداریم مگر اینکه یکی یه جایی کاریکاتور پیامبر رو بکشه، یا بخوان قرآن بسوزونن، یا تو حرم و اماکن مقدس بمب بذارن

یه روز مهران مدیری میشه قهرمان ملی و همه برای قهوه تلخش سینه چاک می کنن، فردا میشه مزدور حکومتی، یه روز حیثیت افتخاری رو میبریم یه روز لیلا اوتادی میشه فاحشه، یه روز فوتبالیست ها دست بند سبز می بندن میشن افتخار ملی یه روز میرن با احمدی نژاد فوتبال بازی می کنن فحش شون میدیم، قبل از هر سری اخراجی ها میگیم ما فیلم این چماق به دست رو نمی خریم اما باز هم میشه پر فروش ترین فیلم سینما، یه روز میگن می خوان موسوی و کروبی رو بگیرن همه فیس بوک و دنیای مجازی و حقیقی میشه لینک و مطلب….، خیلی از حر ف ها رو نمیشه زد فقط سر بسته میگم

ما همه از ظلم وستمی که بر ما رفته و میره بیقرار و بی تابیم، موج شدیم و عده ای هم از هر قشری، سیاستمدار و هنرمند و ورزشکار و… خوب بلدن از این موج ما سواری بگیرن پشتک وارو بزنن و حالشو ببرن

  یکی نیست داد بزنه :

گشت ارشاد از وقتی شروع شد که ما به خواهرامون گیر دادیم!

دیکتاتوری وقتی پا گرفت که به همسران مون و فرزندان مون زور گفتیم!

تقلب توی انتخابات از جایی آغاز شد که همه با برگه های توی جیب مون رفتیم سر جلسه امتحان!

دروغ از اونجا شروع شد هر کدوم توی هر شغل و هر جایی که هستیم واسه کوچکترین منفعت بزرگ ترین دروغ ها رو گفتیم !

پرونده سازی ازاونجا پا گرفت که هر دفعه سه نفر از ما دورهم جمع شد پشت سر سه نفر دیگه حرف زدیم و تهمت زدیم و غیبت کردیم

سانسور از جایی شروع شد که توی فامیل و دوست و آشنا تحمل کسی که مثل خودمون نباشه رو نداشتیم

ما کمی متوهم شدیم…. همه 70 و چند میلیون این مملکت مثل ما نیستن که از صبح تا شب خبر و گزارش سیاسی می خونیم و می دونیم آخرین باری که فلان زندانی سیاسی با خانوادش حرف زده چه روزی بوده !

و دقیقه به دقیقه می دونیم تو این مملکت چه خبره! کی چی میگه و کی کجا میره !

چند نفر از اطرافیانتون می شناسید که اصلا نمی دونن نوری زاد و توکلی و زید آبادی و ستوده و... کی هستن؟! چند نفر رو می شناسین که به جای کسب آگاهی کردن نشستن “پای فارسی وان” و “من و تو” الیسا کجاست و بفرمایید شام می بینن؟!

 

  1 مهر، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا، هدفمندکردن یارانه ها … واسه هر کدوم از اینا هفته قبلش قرار بود این مملکت به هم بریزه اما کسی صداش درنیومد! من هم میدونم که نمیشه! اما انقدر با تبلیغات ساده لوحانه خودمون رو مسخره و مضحکه نکنیم !

چند نفر از خانواده، دوستان، همکاران آشنایان خودتون می شناسید که از صبح تا شب میگن: “اینا همه دستشون تو یه کاسه است آخرش هیچی نمیشه، اینا همش بازیه، بزار زندگی مون رو کنیم، و حتی گاهی همین حساسیت های ما به امور سیاسی مملکت رو مسخره هم می کنن…

بیاین قبول کنیم اگه حتا30 میلیون از این جمعیت هم شور و شعور کافی رو داشت این وضعیت اینجوری نبود

ملتی که بنزین لیتری 700 بخرن لیتری 1000 تومن هم می خرن! ملتی که قیمت خودشو ندونه هر چیزی رو با هر قیمتی میخره

مگه این بولیوی نبود که یارانه سوخت رو برداشت بعد بااعتراض مردم دوباره برگردوند

ملتی که سه روز نمی تونه جلو شکمش رو بگیره و نره در نونوایی بربری و لواش بخره رو چی به آزادی و دموکراسی؟! در عوض واسه زندانی هایی که توی زندان اعتصاب غذا می کنن کمپین راه میندازن و پتیشن امضا می کنن

مگه اون بازار نبود که اعتصاب کرد و به خواسته اش رسید؟!

یه نگاه به مباحثه هایی که تو همین فیس بوک یا بقیه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اتفاق میفته بندازین، ببینید ملت سر هر اختلاف عقیده ای چه جوری به هم توهین میکنن و تهمت می زنن! فردا در یک فضای باز اینجوری می خوایم کنار هم زندگی کنیم؟!

من خسته ام از این همه شعار مرده باد زنده باد، هر کی زنده باشه و هر کی مرده باشه من می خوام تا زنده هستم زندگی کنم !

به جای بازی خوردن می خوام بازی کنم، فقط هم نقش خودم رو، زندگی خودم رو و نه چیز دیگه !

بزرگترین کاری هم که برای وطنم می تونم انجام بدم اینه که دروغ نگم، تهمت نزنم ،تقلب نکنم، زور نگم، تحمل مخالفم رو داشته باشم، آگاه باشم و آگاهی بدم و اینا رو به هم نسل های خودم و نسل بعدی هم منتقل کنم

من یقین دارم این اوضاع، نمی تونه اوضاع مملکتی باشه که 70 میلیون انسانی که دروغ نمیگن، تهمت نمیزنن، تقلب نمی کنن و زور نمیگن، توش زندگی کنن








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠

یادمه بچه که بودم گربه میدیدم کمین کرده تا موش وگنجشک ویاکریم وکلاغ وزاغ شکارکنن اما انگار بغیرازماآدماحیووناهم بیرگ وتنبل شدن.دیروزاز خیابون میگذشتم دیدم یه مثلث تشکیل شده ازیه یاکریم ویه گنجشک ویه کلاغ...هرکدوم سرشون به کارخودشون بودکه یه گربه اومدازوسط این مثلث گذشت و یه نگاه به این سه تاانداخت و شریجه زدتوی سطل آشغال کنارخیابون انگارترجیح دادآشغال بخوره تااینکه شکارکنه. واقعاماراچه میشود!!انگارگربه هایادشون رفته که بلدن شکارکنن وغذای تازه بخورن و سطل آشغال مثل فریزره براشون!!!!!!!!







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠

بعد از رفتنت جای خالیت در دلم مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد
حتی به زور . .







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠

سیلــــی واقعیت رو
درست اون وقتی می خوری

که وسط زیباترین رویــــــــــــــــــــــا هستی....!







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠

کودک که بودم زیر تخت میخوابیدم

چون ایمان داشتم هیچ لولویی زیر تخت جا نمیشود

آن موقع ها شبیه هیچکس نبودم ... این روز ها چرا
‎...‎
این روز ها شبیه چاپلین گریه میکنم....

شبیه چشم های یک مهاجر افغانی غربت دارم ...

شبیه انگشت کوچک پترس از یک سد پر ترک درد میکشم ...

تو چرا غریبی میکنی ؟

تو که دستانت بوی شالگردنی را میدهد که از ترس آب شدنِ ادم برفی،

تبعۀ مزرعۀ همسایه شد...

آب شدن... آآآآآ.... ب ب ب ب شدن

تو چه میدانی من از کجای این قصه آب میخورم

لیوان ... لیوان

برای هضم قرص سکوتی که هر شش ساعت یکبار میجوم...

حق داری ... غریبی کن ...

که کوپه های قطار ، تختخواب های جدا دارند...

این روز ها بیشتر با مسکن هایم لامبادا میرقصم ...

این روز ها جای خالیم زیر تخت بوی نفتالین میدهد...

اگر نبودم حواست به موشهای خانه پدری باشد ...

دیر بجنبی اعتصاب غذا میکنند....

راستی یکی را پیدا کن به خدا قرص خواب دهد ...

میخواهم دو ساعت برای خودم زندگی کنم...







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

سکوت و صبوری م را به حسابِ ضعف و بی کسی ام نگذار
دلم به چیزهایی پای بند است
که تو یادت نمی آید...!
تلنگری بزنی، آوار می شوم....
شکستنی تر از آنم که محتاجِ سنگی باشم







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند” نمیتوانی انجام بدهی ”







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

جنگ با زندگی جنگ سختی بود ...

من لجباز متولد شدم و لجوجانه زندگی کردم اونقدر لجوج که حتی بارها از دست عزرائیل هم سر خوردم ...

شاید اگر کسی جای من بود کم آورده بود البته اعتراف میکنم یه دو هفته ای بود که دیگه کم آورده بودم و میخواستم یه تصمیم دیگه بگیرم اما روزگار ورق خورد !!!!!!!!!

شنیده بودم هر 10 سال یه بار زندگی آدما عوض میشه باور داشتم که این اتفاق برای منم خواهد افتاد و بلاخره اون 10 سال رسید حالا 10 روی خوش زندگی من رسید و من باید توی این 10 سال خیلی با سیاست عمل کنم که 10 سال بعدی که رقم میزنم به جلوتر و خوشبختی بیشتر برسه

بعد از 10 سال من زندگی رو شکست دادم و برنده شدم و این برنده بودنم با ایجاد شرایط کاری فوق العاده پشت سرش خونه ای فوق العاده و بعد از اون گرفتن یه ماشین 206 بعنوان جایزه فروشم بهم رسید حالا آرامش داره رقم میخوره یه جاهایی باید بزت رو بکشی و من اون بز رو کشتم

به جایی رسیدم که احساسم سنگ شد و دیگه جز خودم و حرمتم و شخصیتم هیچ کس و هیچ چیز برام مهم نبود .

اونجایی که خودت رو عوض کنی زندگی و دیگران هم عوض میشن

و من خود رو البته به سختی عوض کردم . دیگه جایی واسه معرفت بازی واسم نمونده . دیگه دلم برای کسی نسوخت .دیگه احساس خرج کسی نکردم . دیگه با همه ی نامردی ها رفیق شدم فهمیدم که اینجا اگه نخوری میخورنت.اگه نامردی نکنی نامردی میبینی و منه مهربونه دلسوز بره شدم نامهربون و سنگدل و گرگ.

حالا زندگی بهم لبخند میزنه چون دیگه رحم برای هیچ کس ندارم

دیگه معنی مهربونی رو فراموش کردم

حالا یه گرگم در لباس بره

دیر فهمیدم اما فهمیدم








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

یک عده هستن که مهم نیست چی کار کنی؛ کی باشی؛ چی باشی؛ گذشته ات چی باشه، دوستت دارن !
ارزش ماها به اینه که چندتا از این آدمها دور و بر خودمون داریم







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

زن که باشی ترس های کوچکی داری !
از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف
در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی !
‎...‎از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان جلوی پاهایت ترمز می کنند
و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری ،
به بزرگی همه بی عدالتی هایی که به جرم زنانگی محکومت می کنند ...
و همیشه این تویی که مقصری !







نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠

ای ماه تو از این دل غم بار چه می دانی؟

یا از من و این دیده خونبار چه می دانی
تو رسم جفا پیشه نمودی و گذشتی
از حال من خسته و بیمار چه می دانی
در عین وفاداری من عهد شکستی
از عهد و وفا یار جفاکار چه می دانی
شب تا به سحر نالم و یکدم نشنیدی
از ناله این عاشق افکار چه می دانی
از جور و جفا بگذر و زین پیشه حذر کن
غافل مشو از گردش پرگار چه میدانی
دلتنگ چنان غنچه پاییزی ام ای گل
ای غنچه دهان حال من زار چه دانی
بگذشت جوانی و گل عمر هدر رفت
پژمردگی این گل گلزار چه دانی
مشتاق شدم تا که ببینم رخ ماهت
ای پرده نشین حرمت دلدار چه دانی








نویسنده : مهرناز-ن ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠

ایستاده بود و به روبرو خیره شده بود،به سرزمین رویاهایش فکر میکرد، چند جاده پیش رویش بود و انسانهایی در حال ورود به این جاده ها بودند، دلش میخواست بهترین همراه را از میان این رهگذران انتخاب کند و از بهترین جاده ممکن به سرزمین رویاهایش برسد، به روبرو خیره شده بود و فکر میکرد. میدانست که بالاخره روزی شخص مورد نظرش و جاده درست را پیدا میکند و راهی میشود.
او فقط یک چیز را نمی دانست؛ سرزمین رویاها، پشت سرش بود !